معنی دبلة
6 بازدید
[ دُ لَ ] (ع اِ) یک دسته از هر چیزی. || نوعی از بیماری شکم. دَبلَة. || لقمهٔ بزرگ. (منتهی الارب). || پارهٔ ناطف . (مهذب الاسماء). ج، دبل. (مهذب الاسماء). || سوراخ تبر. ج، دُبُل. (منتهی الارب). || غازی. (یادداشت مؤلف). || تنگ یا بطری. ج، دُبَل. (دزی ج ۱ ص ۴۲۴).[ دَ لَ / دِ لَ ] (ع اِ) انگشتری بی نگین. (دزی ج ۱ ص ۴۲۴). || حلقهٔ کوچک فلزی پیرامون دستهٔ افزار. ج، دَبَل. (دزی ج ۱ ص ۴۲۴).[ ] (اِخ) احتمال میرود که همان دبل حالیه باشد که مخروب است. (قاموس کتاب مقدس).[ دَ لَ ] (ع اِ) نوعی از بیماری شکم. دبلِة. (منتهی الارب). || بار درخت کریره (؟) است. (الفاظالادویه).
کلمات همقافیه با «دبلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر