معنی دبستانی
7 بازدید
[ دَ بِ ] (ص نسبی) منسوب به دبستان. || شاگرد دبستان. شاگرد مکتب. طفل دبستان. طفل مکتب خانه. (برهان). بچه مکتبی. سبق خوان. متکلم. دیسانی. (لغت محلی شوشتر): شو گوش خرد برکش چون طفل دبستانی تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی.خاقانی. ز هفت ساله دبستانیان دعا اینست که باد عمر تو صدبار برتر از هفتاد. کلامی اصفهانی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «دبستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر