معنی دباء
7 بازدید
[ دُبْ با ] (ع اِ) کدو. (منتهی الارب) (دهار). کدوی تر. (مهذب الاسماء). رجوع به دبا و نیز رجوع به قرع شود. واحد آن دباءة است. (دهار).[ دَبْ با ] (ع ص) تأنیث اَدَبّ. دببة. زن بسیارموی. (منتهی الارب). || زن که موی اولین و کوچک و نرم بر تن وی برآمده باشد.[ دَبْ با ] (ع ص) تأنیث اَدَبّ. دببة. زن بسیارموی. (منتهی الارب). || زن که موی اولین و کوچک و نرم بر تن وی برآمده باشد.
کلمات همقافیه با «دباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر