معنی دایره کشیدن
6 بازدید
[ یِ رَ / رِ کَ د ] (مص مرکب) خطی گرد کشیدن. صورت دائره رسم کردن. || شکل دایره بر کاغذ و جز آن احداث کردن. || رسم کردن دایره ای بر صفحه ای و نوشتن اسامی عده ای بر دور آن و استعانت جستن از کمک فقیری یا دستیاری در امر خیر دیگری در بالای آن. - دایره برای فلان کشیدن؛ گردنامه و نامهٔ توزیع او را ترتیب دادن. گردبرگرد آن نوشتن یا جمع کردن مالی برای فقیری. دائره ای کشیدن و اسامی عده ای از اغنیا را نوشتن تا بی تصور تقدم و تأخر هر کدام مبلغی را تعهد کنند. برای فقیری اعانه جمع کردن : یک لب لعل کی از بوسه مرا سیر کند بهر من دایره ای کاش نکویان بکشند.وحید. رجوع به دایره درین معنی شود. || برآوردن و نواختن دایره، ساز معروف. بیت زیر شاهد این معنی و موهم معنی قبل است : در بزم زمانه بی نوایم، ای کاش مطرب ز برای من کشد دایره ای.سلیم. کشید دایره صد ره ز طوق قمری سرو رعونت از قد موزون او گدائی کرد.تأثیر.
کلمات همقافیه با «دایره کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر