معنی دایره ساختن
6 بازدید
[ یِ رَ / رِ تَ ] (مص مرکب) شکل دایره ترتیب دادن. دائره کشیدن. || بشکل دایره درآوردن یا درآمدن. دایره وار ایستادن. با قوسی ایستادن اشخاص یا چیدن و ایستانیدن اشیاء. شکل دایره پدید آوردن. || نوشتن نام امرا بشکل دایره تا تصور تقدم و تأخر نرود: هرجا که بنام امرا دایره سازند زان دایره نام تو شمارند نخستین.معزی. رجوع به دایره درین معنی شود. || آلت موسیقی (دورویه) ترتیب دادن.
کلمات همقافیه با «دایره ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر