معنی داو زدن
7 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) بنوبت بازی کردن. - داوتمامی زدن؛ ادعای کمال کردن. دعوی کمال کردن.
کلمات همقافیه با «داو زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر