معنی داورگه
5 بازدید
[ وَ گَ هْ ] (اِ مرکب) محکمه. داورگاه : به داورگه نشاندی داوران را بکندی بیخ و بن بدگوهران را. فخرالدین اسعد (ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «داورگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر