معنی داورگاه
7 بازدید
[ وَ ] (اِ مرکب) محکمه. دارالقضاء. دیوانخانه. عدلیه. دادگستری. داورگه : به داورگه نشاندی داوران را بکندی بیخ و بن بدگوهران را به داورگاه او از شاه و چاکر یکی بودند درویش و توانگر. فخرالدین اسعد (ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «داورگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر