معنی دانشپرست
5 بازدید
[ نِ پَ رَ ] (نف مرکب) پرستندهٔ دانش. که دل در دانش بندد. که علم معبود سازد: بپرسید کانجا که دارد نشست چنین گفت ملاح دانش پرست.اسدی. یکی گفت کای شاه دانش پرست پرستشگری در فلان غار هست.نظامی. گروهی حکیمان دانش پرست ز اسباب دنیا شده تنگدست.نظامی. دلیر و سخنگوی و دانش پرست بتیر و بشمشیر گستاخ دست.نظامی.
کلمات همقافیه با «دانشپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر