معنی دانشپذیر
6 بازدید
[ نِ پَ ] (نف مرکب) مخفف دانش پذیرنده. که دانش پذیرد. پذیرندهٔ دانش. قبول کنندهٔ دانش و علم. استواردارندهٔ علم و دانش : دگر گفت کای شاه دانش پذیر خردمند و از گوهر اردشیر.فردوسی. چنین گفت پس یزدگرد دبیر که ای شاه دانا و دانش پذیر.فردوسی. برستم چو برخواند نامه دبیر از آن شاد شد مرد دانش پذیر.فردوسی. از ایوانش بردند و کردند اسیر که دانا نبودند و دانش پذیر.فردوسی. فرسته گسی ساز دانش پذیر نهان بین و پاسخ ده و یادگیر.اسدی. ندارد غم از پیش دانش پذیر بچیزی که خواهد بدن ناگزیر.اسدی. جهاندیده دانای روشن ضمیر چنین گفت کای شاه دانش پذیر.نظامی.
کلمات همقافیه با «دانشپذیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر