معنی دانشمند بهادر
7 بازدید
[ نِ مَ بَ دُ ] (اِخ) (امیر...) از سرداران غازان خان و اولجایتو سلطان است. وی فتح هرات کرد و ملک فخرالدین صاحب هرات را بمصالحه داشت و پس از فتح هرات قصد تصرف قلعهٔ اختیارالدین کرد و این قلعه را ملک فخرالدین به یکی از گماشتگان خود جمال الدین محمد سام داده بود. سرانجام بوساطت گروهی بر آن نهادند که ملک فخرالدین نامه ای بجمال الدین محمد سام نویسد و دانشمند بهادر خود مصحوب نامه بقلعه رود و در تصرف گیرد و او چنین کرد اما در دام تزویر غوریان افتاد و در صفر ۷۰۶ هـ . ق. بدست اتباع محمد سام کشته شد. و نیز رجوع به تاریخ مغول صص ۳۷۲ - ۳۷۷ و ذیل جامع التواریخ رشیدی صص ۲۳ - ۱۳۲ و از سعدی تا جامی ص ۱۹۶ و تاریخ غازان خان ص ۲۳ و ۱۱۲ و حبیب السیر چ کتابخانهٔ خیام ج ۳ ص ۱۹۲ و ۲۱۲ و ۳۷۱ تا ۳۷۶ و ۳۷۸ شود.
کلمات همقافیه با «دانشمند بهادر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر