معنی دانست
7 بازدید
[ نِ ] (مص مرخم) مصدر مرخم از دانستن. علم. ذهن. اطلاع. آگاهی. نبال. نبالة. اذن. (منتهی الارب). دانش و معرف. (ناظم الاطباء): موسی علیه السلام در مناجات گفت بار خدایا آدم را بید قدرت بیافریدی و با وی چنین و چنین کردی شکر تو چگونه کرد؟ گفت: بدانست که [ انعام ] از منست و آن دانست از وی شکر من بود. (کیمیای سعادت). ذبر؛ دانست چیزی. جحود؛ انکار کردن حق کسی را با علم و دانست خود. هرف؛ ستود بی دانست و خبر. فعله باذنی؛ کرد آنرا بدانست من. (منتهی الارب). || عمد. علم: اصله علماً؛ قتل کرد او را به دانست. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دانست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر