معنی دانس
6 بازدید
(فرانسوی، اِ) رقص. دست افشانی و پای کوبی مرد و زن. وشت. ترقص. دستبند. زقن. حنجله. بحرکت درآوردن بدن بموزونی، هم آهنگ با نوایی یا سازی.
کلمات همقافیه با «دانس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نس» برای سرودن شعر