معنی دانالو
6 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان قلعه دره سی بخش حومهٔ شهرستان ماکو. واقع در هفت هزارگزی شمال خاوری ماکو. دارای راه شوسه است. دره و معتدل و مالاریایی و ۵۸۴ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ ساری سو و محصول آنجا غلات و حبوبات و بزرک و شغل مردم آن زراعت و گله داری و صنایع دستی آنجا جاجیم و جوراب بافی است و راه شوسه دارد. (در دو محل نزدیک هم واقع است و بنام دانالوی بزرگ و دانالوی کوچک مشهور می باشد). (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).(اِخ) دهی است از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه. واقع در پنج هزارگزی شمال باختری عجب شیر و هزاروپانصدگزی جنوب شوسهٔ بندر دانالو بمراغه. جلگه است و گرمسیر و مالاریائی دارای ۷۹۷ سکنه. آب آن از قلعه چای و چاه و محصول آنجا غلات و بادام و شغل مردم آن زراعت و راه آنجا مالروست و در دوهزارگزی خاور قریه یک بندر کشتی رانی بنام بندر دانالو میباشد و بوسیله کشتی به ارومیه و شرفخانه مربوط است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴). || نام بندری است کنار دریاچهٔ ارومیه در دوهزارگزی قریهٔ دانالو. || نام محلی کنار راه تازه کند به بندر دانالو میان آغچه اوبا و بندر دانالو در ۶۰۰۰ گزی تازه کند. || نام دهی در ۶۵۱هزارگزی تهران. میان خضرلو و قارقابازار و در ۶۹هزارگزی شرفخانه و آنجا ایستگاه ترن است.
کلمات همقافیه با «دانالو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر