معنی دامن آلودن
7 بازدید
[ مَ دَ ] (مص مرکب) آغشتن دامن. آلودن دامن. درزدن دامن بچیزی چون خون یا آب یا پلیدی و نظایر آنها. مالیدن یا پخش کردن چیزی از خون یا آب یا پلیدی روی دامن چنانکه در دامن اثر گذارد: چون کشی خنجر بقتلم بر میان دامن مزن دامن آلودن بخونم خونبها خواهد شدن. کلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دامن آلودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر