معنی دامدار
9 بازدید
(نف مرکب) دارندهٔ دام. خداوند دام. صاحب دام. (بهردو معنی آلت صید و حیوان اهلی). || نگهبان دام. حافظ دام (بهر دو معنی تور و آلت صید، و حیوان اهلی). || صیاد. شکارکننده بدام. دامیار: جهان دامداریست نیرنگ ساز هوای دلش چینه و دام آز.اسدی. چو گوری بودم اندر مرغزاران ندیده دام و داس دام داران. فخرالدین اسعد (ویس و رامین). فراوان رنج بیند دام داری بدشت و کوه تا گیرد شکاری. فخرالدین اسعد (ویس و رامین). دامداران را بدان و دورباش از دامشان صید نادانان شدن سوی خرد جز عار نیست. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «دامدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر