معنی دالة
8 بازدید
[ دالْ لَ ] (ع اِمص) دالت. اسم است اِدلال را، ای ما تدل به علی حمیمک. قال فی الغریبین: هو شبه جرأة علیه. (منتهی الارب). رجوع به دالت شود. || ناز کردن. دَلّ. (از منتهی الارب). || (اِ) ناز.
کلمات همقافیه با «دالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر