معنی دالاندار
6 بازدید
(نف مرکب) خداوند و مالک و دارندهٔ دالان. حافظ دالان، و دالان بازار تنگ است که بر دوسو دکان دارد. نگهبان سرا یا تیمچه یا بازار تنگ سرپوشیده، مناسبت آنکه مقیم دالان کاروانسرا و تیمچه و بازار است و خروج اشخاص و اجناس را مراقبت دارد.
کلمات همقافیه با «دالاندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر