معنی داغ گردیدن
5 بازدید
[ گَ دَ ] (مص مرکب) داغ شدن. گرم شدن : در رنج پاک گوهر فریادرس نخواهد چون آب داغ گردد مرهم ز کس نخواهد. محسن تأثیر (از آنندراج). || نشاندار شدن بداغ.
کلمات همقافیه با «داغ گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر