معنی داغ گذاشتن
9 بازدید
[ گُ تَ ] (مص مرکب) اثر داغ پدید آوردن بر. داغ کردن : کوش تا دل بتماشای جهان نگذاری داغ افسوس بر آئینهٔ جان نگذاری.صائب. روزی که عشق داغ مرا بر جگر گذاشت از شرم لاله پای بکوه و کمر گذاشت. صائب.
کلمات همقافیه با «داغ گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر