معنی داغ گازر
6 بازدید
[ غِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) داغ گازران. داغ قصار. رجوع به داغ گازران شود: آلایش خون لشکر چین با فیض سحاب سیل گستر از چشمهٔ تیغ بندگانش هرگز نرود چو داغ گازر.سیف اسفرنگ.
کلمات همقافیه با «داغ گازر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر