معنی داغ شستن
6 بازدید
[ شُ تَ ] (مص مرکب) دور کردن داغ، و داغ رفتن لازم منه و این مقابل داغ ماندن است. (از آنندراج). بر طرف کردن نشان داغ. زدودن جای داغ. داغ برچیدن. (آنندراج): اگر شمع مزار من نریزد گریهٔ شادی که داغ خون من از دامن دلدار میشوید. صائب.
کلمات همقافیه با «داغ شستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر