معنی داغ برچیدن
4 بازدید
[ بَ دَ ] (مص مرکب) دور کردن داغ (؟) (آنندراج): مرهم طلبم ز سینه داغم برچین از زهر بنالم شکرم پیش انداز.ظهوری.
کلمات همقافیه با «داغ برچیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر