معنی داغمه بستن
6 بازدید
[ مَ / مِ بَ تَ ] (مص مرکب) خشک و سیاه شدن پوست (چنانکه در لب) از حرارت درونی چون از تب و یا از حرارت بیرونی چون از آتش و آفتاب.
کلمات همقافیه با «داغمه بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر