معنی داغسر
7 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) کسی را گویند که پیش سر او موی ندارد پنداری که آنجا را داغ کرده اند که موی نمیروید و آدم سر نیز گویند. (انجمن آرا). آنکه آدم سر باشد یعنی پیش سر او تا فرق موی نداشته باشد و او را به عربی اصلع گویند. (برهان). داس سر. دغسر. تاس. داس. دک. دق. دغ. دوخ. خشنگ. || (اِ مرکب) پرنده ای است از جنس گنجشگ و در سر او چند پر زرد میباشد و همچو بلبل و جل و سیره خوش آواز بود. (برهان). پرنده ای است از نوع گنجشگ و کاکل زردرنگی بسر دارد. چکاوک. || گنجشگ نر را نیز گویند و ماده آنرا ماوغیش خوانند. (برهان).
کلمات همقافیه با «داغسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر