معنی داغستانی

معنی داغستانی

6 بازدید
[ غِ ] (ص نسبی) منسوب به داغستان. از مردم داغستان. از سرزمین داغستان.
[ غِ ] (اِخ) علیقلی خان واله صاحب تذکرهٔ ریاض الشعراء. رجوع به علیقلی خان و رجوع به واله شود.
[ غِ ] (اِخ) حسین قلی. او راست: کشف الظلمة عن معتقدات البابیة و بیان معتقدات المسیحیین چ سال ۱۳۲۴. (معجم المطبوعات العربیة).
[ غِ ] (اِخ) خلیل افندی بن یحیی. از مردم اواخر قرن ۳ هـ . ق. او راست: استعمال المریدین و ایقاظ الطالبین -فی بیان کیفیة الطریقة النقشبندیة (تصوف) طبع حجر سال ۱۳۰۰. (معجم المطبوعات العربیة).
[ غِ ] (اِخ) عبداللََّه بیگ. او راست: البیان فی رد جنایةالید واللسان عن مقام مولانا السلطان. در رد بر حزب ترکیا الفتاة چ سال ۱۹۰۰ میلادی. (معجم المطبوعات العربیة).
[ غِ ] (اِخ) علی (افندی) حلمی. معلم زبان ترکی در مدرسهٔ محمدیه. او راست: ۱- رسالة فی اثبات «النجاةوالایمان» چ دمشق. ۲- رسالة فضایل الصلوات فی کل لیلة من لیالی شهر رمضان (آغاز آن: الحمد للََّه رب العالمین و الصلاة والسلام علی اشرف المرسلین) چ مصر ۱۳۰۷. (معجم المطبوعات).

کلمات هم‌قافیه با «داغستانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید