معنی داعرة
7 بازدید
[ عِ رَ ] (ع ص) تأنیث داعر. نخلة داعرة؛ خرمابنی که گشن نپذیرد. ج، مداعر، مداعیر. (منتهی الارب). || خبیثةٌ داعرة؛ زن پلید تباهکار. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «داعرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر