معنی داعر
7 بازدید
[ عِ ] (ع ص) گشنی نجیب است و بسیار نتاج. || هو خبیثٌ داعر؛ یعنی پلید تباهکار است. (منتهی الارب). پلید و تباهکار. (مهذب الاسماء). فاسق بیباک و متهتکی را که از ارتکاب هرگونه عمل باکی نداشته باشد نامند. (کشاف اصطلاحات الفنون). || عود داعر؛ چوب پوسیده و ردی. (منتهی الارب).[ عِ ] (اِخ) نام پسر حماس که پدر قبیله ای است از بنی حارث بن کعب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «داعر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عر» برای سرودن شعر