معنی دارکان
5 بازدید
[ رَ ] (اِخ) شهرکی در ناحیت پارس که میان فسا و داراگرد بوده است. (از حدود العالم).[ رَ ] (اِخ) قریه ای در یک فرسنگی مرو که گروهی از اهل علم از آن برخاسته اند مانند علی بن ابراهیم سلمی، ابوالحسن مروزی دارانی... (معجم البلدان). از بخشهای شهر قدیم طوس. (نخبةالدهر دمشقی ص ۲۲۵). رجوع به دارگان شود.
کلمات همقافیه با «دارکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر