معنی داردار
6 بازدید
(اِ) کنایت از دیر پاییدن و ثبات و پایداری. (برهان). || در تداول امروز: بانگ و فریاد و سر و صدا. || آدم پرشور و شر. (لغات محلی شوشتر -خطی). || (فعل امر) تأکید در امر بداشتن. (لغات محلی شوشتر).
کلمات همقافیه با «داردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر