معنی دارخور حسنآباد
7 بازدید
[ خُوَ / خُ رِ حَ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان باوندپور بخش مرکزی شهرستان شاه آباد در ۱۷هزارگزی شمال خاوری شاه آباد و ۲هزارگزی باختر حسن آباد کنار شوسه. دامنه. سردسیر و سکنهٔ آن ۵۰۰ تن است. آب آن از چشمه محصول آنجا غلات، دیم، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. زمستان به گرمسیر ملایعقوب سرپل ذهاب میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «دارخور حسنآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر