معنی دارخور
7 بازدید
[ خُرْ ] (اِخ) دهی از دهستان قوره تو بخش مرکزی شهرستان قصرشیرین در ۱۵هزارگزی شمال خاوری قصرشیرین. و کنار رودخانه قوره تو و مرز ایران. تپه ماهور. گرمسیر و دارای ۵۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانه قوره تو. محصولات آنجا غلات، دیم. لبنیات. راه مالرو دارد و در تابستان اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «دارخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر