معنی دارتوت

معنی دارتوت

8 بازدید
(اِخ) ده کوچکی است از دهستان سلکی شهرستان نهاوند. در ۲۵هزارگزی باختر نهاوند و ۲هزارگزی مارس بان. سکنهٔ آن ۲۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی از بخش چوار شهرستان ایلام. در ۳۴هزارگزی شمال باختری چوار و ۲۱هزارگزی باختر راه شوسهٔ چوار به شاه آباد. کوهستانی. سردسیر و سکنهٔ آن ۵۰ تن است. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالیبافی است. راه مالرو دارد و اهالی چادرنشین هستند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی از دهستان چرداول بخش شیروان شهرستان ایلام. در ۶ هزارگزی جنوب چرداول و دوهزارگزی جنوب راه مالرو شیروان. کوهستانی. گرمسیر و سکنهٔ آن ۶۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ چرداول. محصول آنجا غلات، لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی از دهستان قلعه شاهین بخش سرپل ذهاب شهرستان قصرشیرین. در ۱۳هزارگزی جنوب خاوری سرپل ذهاب کنار راه فرعی سراب به قلعه شاهین. دشت گرمسیر و سکنهٔ آن ۸۰ تن است. آب آن از سراب قلعه شاهین. محصول آنجا غلات، برنج، توتون، پنبه، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی از دهستان قلعه شاهین بخش سرپل ذهاب شهرستان قصرشیرین. در ۱۳هزارگزی جنوب خاوری سرپل ذهاب کنار راه فرعی سراب به قلعه شاهین. دشت گرمسیر و سکنهٔ آن ۸۰ تن است. آب آن از سراب قلعه شاهین. محصول آنجا غلات، برنج، توتون، پنبه، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی از دهستان ورکوه بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. در ۱۸ هزارگزی خاور چقلوندی و ۶هزارگزی جنوب شوسهٔ خرم آباد به بروجرد. دامنه، سردسیر مالاریائی و دارای ۹۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه کوه سوچ. محصول آنجا غلات، صیفی، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان فرش و سیاه چادربافی است. راه مالرو. ساکنین از طایفه شبروی بیرالوند بوده و زمستان قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «دارتوت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید