معنی داربلوط
7 بازدید
[ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان دیره بخش گیلان شهرستان شاه آباد. ۵۲ هزارگزی شمال باختری گیلان. کنار رودخانهٔ الوند. دشت. گرمسیر مالاریائی با ۱۷۵ تن سکنه. آب آن از رودخانه دیره. محصول آنجا غلات، ذرت، پنبه، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است و تابستان به حدود هوکانی و درگه میروند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵ ص ۱۶۹).
کلمات همقافیه با «داربلوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر