معنی داد یافتن
9 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) عدل یافتن. انصاف دیدن. بعدالت رسیدن : تا ز بیداد چشم او برهی از لب لعل او بیابی داد.فرخی. اگر این فاضل از روزگار ستمکار داد یابد... در سخن موی بدو نیم شکافد. (تاریخ بیهقی ص ۲۸۱ چ ادیب). آنگاه بیابند داد هر کس مظلوم بگیرد گلوی ظلام.ناصرخسرو. بیابد کنون داد بلبل که بستان همی خیل نیسان و آزار دارد.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «داد یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر