معنی داد و ستدی
8 بازدید
[ دُ سِ تَ ] (ص نسبی) منسوب به داد و ستد. قبض و اقباضی. تصرفی. بده بستانی : سایر سرکارات خرج ارقام مناصب و ملازمت و احکام تیولات و همه سالجات و تنخواه براتی و انعام و سیورغالات و معافیات و غیره وجوهات داد و ستدی دفتر را ثبت مینمودند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۱۸).
کلمات همقافیه با «داد و ستدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر