معنی داد جستن
6 بازدید
[ جُ تَ ] (مص مرکب) طلب عدالت کردن. عدل خواستن : میجویم داد نیست ممکن کاین نادره در جهان ببینم.خاقانی. تا داد همی جوئی رنجورتری مانا گرخود شوی آسوده ار داد نخواهی شد. خاقانی.
کلمات همقافیه با «داد جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر