معنی دادگستری
6 بازدید
[ گُ تَ ] (حامص مرکب) عمل دادگستر، عدل. دادگری : بقد و چهره هر آنکس که شاه خوبان شد جهان بگیرد اگر دادگستری داند.حافظ.[ گُ تَ ] (اِ مرکب) عدلیه. (وزارت...)، وزارت عدلیه. دستگاه قضایی کشور. رجوع به عدلیه شود.
کلمات همقافیه با «دادگستری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر