معنی دادخواهی
8 بازدید
[ خوا / خا ] (حامص مرکب) عمل دادخواه. تظلم. شکوه. رفع قصه. برداشت قصه. گزارش. ظلامه.مظلمه. تظلم و شکایت مظلوم از ظالم و درخواست دفع ظلم. (ناظم الاطباء): از آن دادخواهی هراسان شده بر او دانش آموزی آسان شده.نظامی.
کلمات همقافیه با «دادخواهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر