معنی دادخوانده
7 بازدید
[ خوا / خا دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نعت مفعولی از دادخواندن. || در اصطلاح دادگستری، مدعی علیه. متشاکی. معروض.
کلمات همقافیه با «دادخوانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر