معنی داخل گشتن
7 بازدید
[ خِ گَ تَ ] (مص مرکب) درآمدن. درشدن. بدرون رفتن. داخل شدن. داخل گردیدن.
کلمات همقافیه با «داخل گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر