معنی داخلة
6 بازدید
[ خِ لَ ] (ع ص) تأنیث داخل. رجوع به داخله شود. - داخلةالارض؛ نهانی زمین. ج، دواخل. (منتهی الارب). - داخلةالازار؛ طرفی که بتن رسد نزدیک جانب راست. (منتهی الارب). - داخلةالرجل؛ نیت مرد و مذهب او و دل نهانی او. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «داخلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر