معنی داخلی
6 بازدید
[ خِ ] (ص نسبی) منسوب به داخل، درونی. مقابل خارجی و بیرونی. اندرونی. باطنی. - استعمال داخلی؛ خوردن و آشامیدن و حقنه (در دوا). مقابل استعمال خارجی، که اندرونی است. رجوع به داخلة شود.
کلمات همقافیه با «داخلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر