معنی داخلون
7 بازدید
[ خِ ] (ع ص) جِ داخل. (مهذب الاسماء).[ خِ ] (اِ) مرهم داخلون. مرهم دیاخیلون . لعابات (بحر الجواهر): گفتا ز من برو تو بنزد (بسوی) طبیب شهر وز وی بیار مرهم شنگرف و داخلون. سوزنی.
کلمات همقافیه با «داخلون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر