معنی خیس کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) خیساندن. بسیار تر کردن: باران مرا از سر تا پا خیس کرد. (یادداشت مؤلف). || تر نهادن. نقع. (یادداشت مؤلف). در آب نهادن تا آب بخود کشد.
کلمات همقافیه با «خیس کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر