معنی خیسار
7 بازدید
[ خَ ] (اِخ) از قلاع محکمه خراسان و از توابع ملک هرات است و مأمن حکام آن ولایت بوده. (انجمن آرای ناصری). از شهرهای مرزی واقعه در بین غزنه و هراة. (معجم البلدان). رجوع به تاریخ مغول ص ۳۶۷، ۳۶۸، ۳۷۰، ۳۷۱، ۳۷۸ شود: بسیار جهد کرد و شهامت نمود تا به خیسار و قولک بیش نرسید. (تاریخ بیهقی). منزل اول باشان بود و دیگر خیسار. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «خیسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر