معنی خیز افتادن
7 بازدید
[ اُ دَ ] (مص مرکب) ورم کردن. آماس کردن. آماه کردن. متورم شدن. خیزآوردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خیز افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر