معنی خیزی
7 بازدید
(اِ) رواق. طاق : بباغ تا گلها سر ز کنگره برزد ز رشک خیزی خیزان همی شود صحرا. منجیک. روزیش خطر کردم و نانش بشکستم بشکست مرا دست و برون کرد ز خیزی. مشفقی بلخی. || خدو. خیو. بساق. بزاق. بصاق. آب دهان. تف در تداول مردمان کرمان. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خیزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر