معنی خیرگی کردن
7 بازدید
[ رَ / رِ کَ دَ ] (مص مرکب) پررویی کردن. بی حیایی کردن. بی شرمی کردن. || جسارت ورزیدن. دلیری کردن. لجاجت کردن. عناد کردن. ستهیدن. ستیزگی کردن. || خودسری کردن. خیره سری کردن. خودرائی کردن.
کلمات همقافیه با «خیرگی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر