معنی خیره گون
5 بازدید
[ رَ / رِ ] (ص مرکب) حیرت زده. حیران. متحیر. بهت زده. مبهوت : چو بشنید از آن خواب شد خیره گون شدش دانش خویش را تیره گون.فردوسی.
کلمات همقافیه با «خیره گون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر